ما را دنبال کنید

چرا به سادگی ناامید می شوم ؟

چرا به سادگی ناامید می شوم ؟
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۴

اگر در مورد موضوعی شور و هیجان زیادی داشته باشم، به محض اینکه شخصی با آن مخالفت می کند به سادگی دلسرد و از ادامه دادن ان منصرف می شوم. گاهی در مورد انجام طرحی جدید خیلی هیجان دارم اما وقتی می بینم نتیجه ای که انتظارش را داشتم دریافت نکرده ام آن را رها می کنم. به اندازه ی دیگران پشتکار ندارم، طرح های بسیاری را در دست دارم، اما تنها تعداد کمی ار آنها را به پایان می رسانم.

تحلیل…….

خود کم بینی و احساس حقارت این موضوع را به ما دیکته می کند که حفظ نفس و منیت مهم تر از گسترش مثبت تصور از خود است.شما نمی خواهید برای چیزی که شاید موفقیت آمیز نباشد به نفس خود صدمه بزنید.به جای اینکه به موفقیت هایتان بیندیشید،تمام توجه خود را معطوف شکست ها و آنچه که از دست می دهید می کنید.تا زمانی که مطمئن نشوید نتیجه ی مطلوب تان را بدست خواهید آورد حاضر نیستید از خود مایه بگذارید.هر کاری در آغاز ریسک و خطر کمتری دارد، اما وقتی در آن بیشتر پیش بروید و از خودتان بیشتر مایه بگذارید احساس خطر می کنید و به سرعت جا می زنید. این چرخه به همین شکل ادامه می یابد و  شما هم مدام از این شاخه به آن شاخه می پرید.انرژی شما در حال انفجار است اما هیچ تداومی ندارد. زمانی که دچار تردید می شوید، بر روی چیزهایی دیگر تمرکز می کنید و انرژی تان توسط شک ها و ترس هایتان از بین می رود.

 

در چنین شرایطی به شدت نا امید می شوید،چرا که دیگر قادر نیستید بر روی نتایج به دست آمده تمرکز کنید.توجه شما صرف موانع و مشکلات شده است. حال دیگر به این مشکلات به عنوان مانعی که می بایست بر آن غلبه کنید نمی نگرید، بلکه آن ها را زنگ خطری می دانید که باید از آنها دور شوید و تنها زمانی تلاش خواهید کرد که موفقیت و یا حداقل درصد بالایی از پیروزی تان تضمین شده باشد. به این حالت اصطلاحا می گویند قبل از این که برای اجاق چوب تهیه کنید، توقع دارید آتش تان روشن شود.

 

واضح است که در زندگی هیچ تضمینی وجود ندارد،اما اغلب نمی خواهید این واقعیت را بپذیرید. قبول اینکه هر چیز در هر جا و هر زمان ممکن است اتفاق بیفتد باعث می شود تا مضطرب شوید و احساس ناراحتی کنید. اما فرار کردن از واقعیت ها باعث از بین رفتن آنها نمی شود.

 

اگر در گذشته از بابت موضوعی ناراحت شده اید (چه کسی است که نا امید نشده باشد؟)ممکن است این نا امیدی را به عنوان (نردبانی به نا کجا آباد) در نظر گرفته و آن را بهانه ای برای فرار از تعهداتتان بدانید. برای این که از دغدغه ی فرجام کار بر حذر باشید،زیاد خودتان را درگیر آن کار نمی کنید یا به کلی قید آن را می زنید.

 

راهکار

  • کارهای خیر را گمنام و مخفیانه انجام دهید.یکی از سریعترین راه های آزاد کردن خود از نیاز به محافظت نفس شکننده این است که موقعیت هایی را به وجود آورید که در آن احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید و البته نفس شما هیچ نقشی در آن ایفا نکند.هرگاه زمان،انرژی ، استعداد،پول و منابع با ارزشتان را بدون توقع اینکه از شما تعریف و تمجید شود صرف کارهای خیریه می کنید به طور غیر منتظره از راه های مختلف منفعت خواهید برد. انجام دادن کار خیر بدون چشم داشت،لذت واقعی را برایتان به همراه می آورد.

 

کارهای داوطلبانه موقعیت هایی را ایجاد می کند که بتوانید لذت کار گروهی ، همکاری کردن ،حس غرور در جمع،حل کردن مسائل و شاد کردن نیازمندان را احساس کنید.کارهای ساده ای مثل جمع کردن زباله ها و مواد قابل بازیافت در پارک به اندازه ی قرار دادن کیسه های شن در هنگام سیل و جلوگیری از خرابی ها می تواند عملی قهرمانانه باشد.ببینید بخشندگی و دریا دلی چه احساسی دارد.

 

  • بر روی نتایج متمرکز شوید و در عین حال پیروزی های کوچکتان را جشن بگیرید.دیگر اجازه ندهید نا امیدی بر شما غلبه کند.با در نظر داشتن اهداف کوچک تر در به دست آوردن هدف اصلی تان کوشا باشید.هر پیروزی کوچکی که در جهت هدف نهایی تان است را به روشی پر معنا و منطقی جشن بگیرید ، چرا که اگر عادت داشته باشید پروژه ای را نیمه تمام رها کرده و به سراغ پروژه ی دیگری بروید،این کار در ترک این عادت بسیار مفید خواهد بود.در نظر گرفتن اهداف کوچک به عنوان پله هایی برای رسیدن به هدف غایی ، علاوه بر ایجاد حس تنوع ، احساس پیروزی را در شما تشدید می کند.

 

۳- بگذارید مشکلات و موانع اراده تان را تقویت کند نه اینکه موجب تضعیف آن شود.به مشکلات به عنوان دری گشوده در جهت رسیدن به خواسته هایتان و هر آنچه که می بایست به خودتان ثابت کنید بنگیرد.از مواجه شدن با مشکلات خوشحال باشید،زیرا بدون آنها چگونه به کمال خواهیم رسید؟

 

هنگامیکه به نظر می رسد مشکلاتتان همانند یک درب دوار و چرخان است ، از افراد موفقی مثل ( توماس ادیسون) و (ابراهام لینکن) الهام بگیرید.کسانی که نامشان همیشه زنده است و با تمام مشکلاتی که داشتند هرگز تسلیم نشدند.هر گاه از مشکلات فراوانی که مردم معمولی در طی سال ها بر آن غلبه کرده اند آگاه شوید ، دید بازی نسبت به مشکلات خود خواهید داشت و آنها را مواردی جزئی و رفع شدنی می پندارید.اگر هیچ کدام از این موارد به شما کمک نکرد از این جمله شکسپیر درس بگیرید: (شک های ما خیانتکارانی بیش نیستند که ترس از اقدام را جایگزین پیروزی می کنند.)شاید شکسپیر می خواست این را نیز به جمله اش اضافه کند ، (ترس از به پایان رساندن…)

ارسال شده در اختصاصی بهار, روانشناسی, مباحث, مجموعه مطالب توسط مدیر سایت بهار زندگی | Tags: