ما را دنبال کنید

خشم را مدیریت کن

یکشنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۴

خشم را مدیریت کن توی ایستگاه ایستاده‌ام منتظر تا اتوبوس برسد. هوا خیلی گرم شده، خیس عرق شده‌ام. سر ظهری آفتاب نفس آدم را می‌گیرد. توی پیاده‌رو آن طرف خیابان دو نفر دارند جر و بحث می‌کنند و گویا دعواشان شده. پشتم را می‌کنم به پیاده رو تا این منظره ناخوشایند را نبینم، از دعوا متنفرم و آدم‌هایی را هم که با هر بهانه‌ای سر هم هوار می‌کشند دوست ندارم. مردی که عینک آفتابی تیره‌ای زده است و سیگار سیاه‌رنگ بدبویی هم دود می‌کند کنارم ایستاده است و انگاری دارد مشاجره آن طرف خیابان را که حالا صدایش بیشتر شبیه به دعوایی حسابی شده است، نگاه می‌کند. همین‌جور که دود سیگارش را توی صورتم فوت می‌کند، می‌گوید: – ببین چه جوری افتادن به جون هم، انگاری پدرکشتگی‌ای، چیزی دارن با هم. صدای داد و هوار بالا گرفته و گوش خیابان را دارد کر می‌کند. نیم چرخی می‌زنم تا از دست این دودکش متحرک خل

ارسال شده در مباحث, مجموعه مطالب توسط مدیر سایت بهار زندگی | Tags: